درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
دهکده کتاب
خانم آ
شهر من ملکان
انجمن نجوم ملکان
آقا اجازه؟
هیات کوهنوردی ملکان
آقای ملیح ملکی (دبیر ریاضی بنده در دوران دبیرستان)
خدا
دست نوشته های یک زن عاشق
مهرعلی
قادر زوارقی (خوشه های طلایی)
قادر منجمی (خبرنگار)
آموزگار (اصغر آمالی)
روان نما (وحید نوروززاده)
سرگرمیهای شیمی (سیاوش عشرتی)
شعر و زندگی (موسی کلیم)
حیات اندیشه
پیوندهای روزانه
اثیری ( پریسا)
باشگاه اندیشه
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
جنگ سرد (ابراهیم رها)
قاصدک و حکایتی دیگر
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY
سلام فاحشه
تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان
بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو
از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به
حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
نوشته شده توسط حبیب در یکشنبه 17 آبان1388 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت
این مطلب را از سایت آی طنز برداشته ام. کمی تا قسمتی بی تربیت ولی بسیار تامل برانگیز است.
اینهم لینک مطلب در سایت آی طنز: http://www.itanz.net/humor/2009/09/post_132.php
پند چهارم
برای تعیین رئیس، اعضاء بدن گرد آمدند
مغز بگفت که مراست این مقام که همه دستورات از من است
سلسله اعصاب، شایستگی ریاست از آن خود خواند که منم پیام رسان به شما ، که بی من پیامی نیاید.
ریه بانگ بر آورد: هوا، که رساند؟ ... من، بی هوا دمی نمانید، پس ریاست مراست.
و هر عضوی به نحوی مدعی.
تا به آخر که سوراخ مقعد دعوی ریاست کرد.
اعضاء بنای خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند.
اختلال در کار اعضاء پدیدار گشت.
روز هفتم، زین انسداد جان ها به لب رسید و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به ریاست
رسید.
نتیجه اخلاقی: چون لازمت ریاست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدی ریاست کند.
پی نوشت: قابل توجه بعضی مقامات مسئول! وقتی میگم این مطلب رو از سایت آی طنز برداشتم یعنی از سایت آی طنز برداشتم دیگه! یعنی مسئولیتش هم با سایت آی طنزه. به من چه؟
نوشته شده توسط حبیب در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 10:10 موضوع | لینک ثابت
من صلح را روی بال تو مینویسم تا تو به همه جهان پرواز کنی
نوشته شده توسط حبیب در دوشنبه 19 مرداد1388 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت
ایمان بنده کامل نیست مگر آنکه اعتمادش به آنچه نزد خداست، بیشتر از آنچه نزد خود اوست، باشد.
حضرت علی (ع)
نوشته شده توسط حبیب در یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 11:11 موضوع | لینک ثابت
به سلامتی و میمنت و مبارکی انتخصابات هم تمام شد و ملت ایران یک بار دیگر نقش خود را به خوبی بازی کرد
حالا دیگه بهتره تا انتخصابات بعدی بریم دنبال کشک سابیدن خودمان.
جمهوریت و دموکراسیت به ما نیومده
کلا ما اینکاره نیستیم
تا وقتی که وزارت کشور داریم و نیروهای لباس شخصی و چماق و ۸۰۰۰۰ تومان و سهام عدالت و ...، ما فقط مردم هستیم. نه بیشتر نه کمتر
مردم
نوشته شده توسط حبیب در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت
مدیر آموزش و پرورش شهرستان پیرانشهر، در استان آذربایجان غربی، در اقدامی، یک روز حق ماموریت برای فرهنگیانی که برای استقبال از احمدی نژاد به ارومیه بروند در نظر گرفته است.
نوشته شده توسط حبیب در یکشنبه 17 خرداد1388 ساعت 20:30 موضوع | لینک ثابت
... و چه ماه دل انگیزی است خرداد!
ماهی که صدای پای سحر را آرام ارام انعکاس میدهد
و می پراکند
و خواب خفتگان را آشفته میسازد.
... و خرداد، زیباترین نام در میان ماههای سال است
ما به خرداد پر از خادثه عادت داریم!
نوشته شده توسط حبیب در جمعه 15 خرداد1388 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت
کمی سیاسی:
لائوتسه، حکیم چینی می گوید:
انسان زنده
نرم و لطیف است
به هنگام مرگ، خشک و سخت
گیاهان و درختان زنده
انعطاف پذیر و ظریفند
به هنگام مرگ، خشکیده و چروکیده
سختی و خشکی همزاد مرگند
ظرافت و نرمش، همزاد زندگی
ارتشی نیرومند پیروز نیست
درخت تنومند با اره دو نیم میشود
بزرگ و قوی کمر خم میکند
نرم و منعطف تنومند میشود
نوشته شده توسط حبیب در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ساعت 9:54 موضوع | لینک ثابت
انتظار دکتر سروش از یک رئیس جمهور:
فضا اندکی باز بشود که اهل اندیشه و اصلاح بتوانند درجامعه مدنی کاری بکنند. مطبوعات قدری آزادتر باشند، مردم کمی آزادتر باشند و سایه ترس از روی سر مردم کنار برود. قوه قضائیه کمی پاکیزه تر بشود.
منبع: روزنامه اعتماد ۲۳/۰۲/۸۸ ضمیمه. ص ۳ ستون ذره بین
نوشته شده توسط حبیب در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ساعت 9:35 موضوع | لینک ثابت
آقای غلامرضا ظریفیان،معاون وزارت علوم دولت اصلاحات، فرمودند:
ما باید رای بدهیم چون داریم میمیریم.
روزنامه اعتماد، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ص ۱۴
پی نوشت: البته بنده خدا زیاد هم بیراه نگفته. ما واقعا داریم میمیریم. به خاطر ابتلا به خیلی از دردهای بی درمان. ولی فکر نمیکنم علاج این همه درد فقط رای دادن باشه. شاید کمی نان در سفره ها و یا کمی نشاط در دلها باعث بهبود ما شود.
نوشته شده توسط حبیب در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت 9:25 موضوع | لینک ثابت